خواندنی

فرضیه فضانوردان باستانی: اصول و روش شناسی

حقیقت خاموش : فرضیه فضانوردان باستانی جزو معروف ­ترین فرضیاتی است که جامعه علمی تا کنون آن را نپذیرفته و هنوز در جایگاه یک فرضیه اثبات نشده، با تمام توان در حاشیه علم تقلا می کند.

انسان چیزی جز اندیشه خود نیست.

آن که خطاهای فکر را نمی داند،

می تواند خطرناک رفتار کند.

فرضیه فضانوردان باستانی: اصول و روش شناسی (۱).

فرضیه فضانوردان باستانی جزو معروف ­ترین فرضیاتی است که جامعه علمی تا کنون آن را نپذیرفته و هنوز در جایگاه یک فرضیه اثبات نشده، با تمام توان در حاشیه علم تقلا می کند. این فرضیه قهرمانانی دارد اما توسط یک نظریه پرداز خاص ارائه نشده و حکایتش مشعل المپیک است که صدها نفر در رسیدن آن به جایگاه کنونی نقش داشته اند.

معتقدان فرضیه فضانوردان باستانی تاکنون میلیون ها ساعت صرف نوشتن، صحبت کردن، ساختن فیلم و مستند در این باره نموده اند. ایشان به گونه ای رفتار می کنند گویی هنوز این فرضیه ابعاد و زوایای نهان و آشکار بی شماری دارد و می توان باز هم ساعت های متوالی در مورد آن سخن گفت، بدون این که تازگی اش را از دست بدهد. اگر لختی هیجان خود را کنترل کنیم، این فرضیه دو گزاره بیشتر ندارد: «موجودات هوشمند فرازمینی در جای جای کائنات وجود دارند. آن ها از میلیاردها سال پیش تا کنون در حال بازدید از زمین هستند».

لذا تمامی چنان نوشته ها و استدلال هایی برای اثبات دو جمله فوق است که گهگاهی یک شخص تازه نفس برای کسب نام و جایگاه در این عرصه، مجبور می شود دست به خلاقیت، تجدد و حتی لفاظی بزند، شاید از این راه ها نشان افتخاری بر سینه اش درج گردد. با این وجود حقیقت خاموش هرگز نمی تواند فرضیه فضانوردان باستانی را یک موضوع بی ارزش بداند. این فرضیه برای ما مزایایی بسیار ارزشمند داشته است که کتمان آن به دور از انصاف و بی طرفی است.

در گلستان سعدی، باب دوم حکایتی آمده است بدین مضمون: «لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان، هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم». از سیاق این چند جمله مشخص می شود لقمان حکیم قدرت تجزیه و تحلیل داشته و قادر بوده خطا را از صواب بازشناسد. او با تدبر در اعمال و اقوال نامعقول و عدم پذیرش آن، عقیده و منش معقول را کسب نموده است.

گرچه مثل فوق در زمینه اخلاق بیان شده (که این مد نظر ما نیست) اما مفهومی عام را در بطن خود حمل می کند که امروزه آن را مهارت «تفکر انتقادی» می نامند و این حکایت سعدی شیرین بیان از لقمان، مثال بکری از تفکر انتقادی است. فرضیه فضانوردان باستانی برای ما کلاس درسی بود که تفکر انتقادی را در آن آموزش دیدیم، درک کردیم و در زندگی روزمره خود به کار بستیم. این بزرگ ترین درسی بود که فرضیه فضانوردان باستانی نه در حق ما، بلکه در حق جمع کثیری از متفکرین و اندیشمندان مطرح جهانی داشته است.

شبه دانشمندان مدافع فرضیه فوق، استدلال ها و مستندات بسیاری جهت اثبات فرضیه فوق ارائه داده اند. همه ما بسیاری از این دلایل و مدارک را دیده ایم و در موردشان خوانده ایم. این اسناد از چهار گوشه زمین، از ورای جو و حتی بیرون از منظومه شمسی جمع آوردی شده اند. این اسناد مربوط به میلیاردها سال پیش تا کنون هستند.

اکنون قریب به یک دهه است که ما در زمینه بررسی اسناد این فرضیه مشغول به کار بوده ایم. بی شک دومین دین ما به فرضیه فضانوردان باستانی، افزایش اطلاعات عمومی و حتی تخصصیمان در خصوص: مطالب جغرافیایی همانند قاره ها، کشورها و شهرها، موضوعات قوم شناسی، زبان شناسی، آثار باستانی ملل مختلف، دوره های زمین شناسی، دوره های مختلف تاریخی، ادیان شناسی، مراکز معتبر علمی-آزمایشگاهی، فناوری ها، ناموران عرصه های مختلف و… بوده است.

سومین مزیت این فرضیه به متنوع بودن اسناد مطروحه در آن مربوط است. این قضیه باعث می شود موضوع تکراری نباشد و خستگی و فرسودگی ناشی از تمرکز بر روی یک موضوع رخ ننماید. تنوع در حدی است که پژوهشگر از موضوع «دل زده» نخواهد شد. بنابراین بررسی درستی فرضیه فضانوردان باستانی می تواند موضوع مفید و مناسبی برای اوقات فراغت هر پژوهنده ای باشد.

پژوهش و بررسی فرضیه فضانوردان باستانی حداقل سه مزیت فوق الذکر را به همراه داشته است. بنابراین اگر ما اسناد این فرضیه را نقد می کنیم و حیات فرازمینی را به نحوی که این فرضیه ارائه داده است، نپذیرفته ایم به معنی ستیزه جویی و کینه توزی ما با این فرضیه و صاحبان افکارش نیست.

منتقد را با دشمن مترادف دانستن خلاف عقل است. تندروی های زیادی در این فرضیه صورت گرفته است. دلایلی برای انتقاد و مخالفت با این فرضیه وجود دارد که بخشی از آن در ادامه به صورت فشرده بیان خواهد شد. این فرضیه به لحاظ ساختاری دارای ایرادات نهان و آشکاری در اصول زیربنایی و متدولوژی است. متاسفانه فرضیه فضانوردان باستانی را بر اصولی استوار ساخته اند که به صورت پنهان و پیدا به انسان اهانت می کند. همچنین روش های اثبات و دفاع از فرضیه فضانوردان باستانی در نوع خود قابل تامل و بررسی می باشند.

گرچه این نوشتار برای هر گروه سنی می تواند مفید باشد اما گروه هدف این نوشتار، اشخاص دارای تحصیلات دانشگاهی است. برای ما جالب است بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی به سادگی فرضیه فضانوردان باستانی را می پذیرند بی آن که ذره ای از آموخته های خویش در خصوص تحقیق به روش علمی برای بررسی صحت و سقم موضوع استفاده کنند.

اصول حاکم بر فرضیه فضانوردان باستانی

مدت هاست وجود ارجمند، مهندس امین روستاپور در این پایگاه فعالیت مستقیم ندارند، اما ایشان اولین کسی هستند که در حقیقت خاموش از اصول حاکم بر فرضیه فضانوردان باستانی سخن راندند. اکنون زمان زیادی از انتشار آن مقاله ها می گذرد اما یادآوری گذشته به خوانندگان کنونی مفید خواهد بود. لذا این نوشتار را به این استاد عزیز تقدیم می کنیم.

فرضیه فضانوردان باستانی نیز مانند سایر فرضیه ها دارای پیش شرط ها و اصولی است که با اتکا به همین اصول به جایگاه کنونی اش رسیده است. اساسی ترین اصول فرضیه فضانوردان باستانی عبارتند از:

  • فرازمینی شهوتران-استثمارگر
  • نیاکان احمق ما
  • نیاکان صادق ما
  • اصل تبانی

در ادامه هر یک از این اصول را به صورت مختصر توضیح می دهیم:

۱-اصل «فرازمینی ­های شهوتران-استثمارگر»: اریک فون ­دانیکن در فصل دوم از کتاب ارابه خدایان فرضیه «فرازمینی ­های شهوتران» را ارائه نموده است. او داستانی از چشم انداز آینده بشر تعریف می کند که پیامی در آن نهفته است و برای درک بهتر، ما در این جا روی دیگر داستان را به صورت خلاصه می آوریم: یک روزی، یک زمانی سفینه ­ای از فضا آمد و به زمین نشست. اجداد اولیه ما ابتدا متعجب شدند و بعد از ترس به پناهگاهایشان خزیدند اما وقتی دریافتند خطری آن ­ها را تهدید نمی­ کند به تدریج با فرازمینی ­ها ارتباط برقرار نمودند. فرازمینی­ ها نیز از بین ایشان هر کدام که باهوش ­تر بود به عنوان رابط بین خودشان و انسان ها برگزدیدند. یک بی ­سیم در اختیارش گذاشتند تا دیگران از او حساب ببرند و از طریق این رابط از انسان ­های نیمه وحشی بهره می­ بردند.

چند زن بومی انتخاب شده توسط فرازمینی ­ها باردار شدند و نسلی تازه که بر خلاف قانون طبیعت است به وجود آوردند. چند هزار سال طول کشیده است تا این نسل توانسته اند فضانورد شوند.

با توجه به محبوبیت کتاب ارابه خدایان می توان پی برد ادعای فون دانیکن مبنی بر دستکاری ژنتیکی انسان های بدوی، چه تاثیری بر ذهنیت سایر نویسندگان و خوانندگان کتاب فوق داشته است. امروزه این ادعای فون دانیکن تحت عنوان «فرازمینی های شهوتران» شناخته می شود.

حدود یک دهه بعد زکریا سیتچین به ارائه فرضیه «فرازمینی­ های استثمارگر» پرداخت. زکریا سیتچین با نوشتن کتاب سیاره دوازدهم، نبوغ خود را به رخ کشید. او دریافته بود بشر این قدرها هم خیالباف نیست که بدون مستندات ملموس، صرفاً با ارائه یک داستان تخیلی و شواهد ناکافی بتوان وی را مجاب نمود. لذا او برای عناصر و اصول دیدگاه حاکم بر فرضیه فضانوردان باستانی به مصداق ­یابی پرداخت. مثلاً آن موجودات فضایی که انسان هوشمند را خلق نمودند، آنوناکی (Anunaki) نام نهاد و گفت که از سیاره­ ای به نام نیبیرو (Nibiru) آمده بودند. در دریای اریدو (Eridu: نام قدیم دریای خلیج فارس)، قبل از تمدن سومری به زمین رسیدند. نحوه آفریدن انسان هوشمند را به صورتی علمی­ و باورپذیرتر توضیح می­ دهد و دلیل خلق انسان باهوش را بردگی برای کارهای سخت نظیر کار در معادن طلا در عدن و آبزو (Abzu Mines) عنوان می ­نماید.

آنوناکی ­ها از ۴۴۵٫۰۰۰ سال قبل به زمین رفت و آمد داشته ­اند و این را می­ توان از آثار استخراج طلا در آفریقا مشاهده کرد. یک آنوناکی به نام انکی (Enki) پیشنهاد داد با خلق بردگانی ابتدایی (انسان مدرن) از طریق مهندسی ژنتیک، آنوناکی را از درد و رنج کار در معادن طلا رهایی بخشند.

همان گونه که هویداست، اصل فرازمینی شهوتران-استثمارگر در صدد است بگوید ظهور انسان مدرن بر روی زمین نتیجه دخالت فرازمینی هاست و اکنون این یک اصل زیربنایی در فرضیه فضانوردان باستانیست. فرضیه فضانوردان باستانی بخش اعظم مفهوم خود را وامدار نظریه تکامل داروین است. همان گونه که می دانیم هنوز داروینیسم نتوانسته است استخوان هایی بیاید که نشان دهنده گذار از پستاندار میمون ریخت به پستاندار انسان ریخت باشد.

به سبب وجود شکاف در اسناد و مدارک تکامل انسان مطابق نظریه داروین، توضیح پیشنهادی فرضیه فضانوردان باستانی مبنی بر دخالت فرازمینی در مراحل تکامل انسان، توانسته بر موفقیت و پذیرش فرضیه فضانوردان باستانی بیفزاید.

 

۲-اصل «نیاکان احمق ما»: طبق این اصل، نیاکان و اجداد ما انسان ­های احمقی بودند و توانایی اختراع زبان، خط، چرخ و به طور خلاصه تمدن ­سازی را نداشته ­اند. این فرازمینی ­ها بودند که به انسان باستانی احمق، فرهنگ و هنر شهرنشینی را آموزش داده ­اند.

اصل نیاکان احمق ما را می توان در ادبیات فرضیه فضانوردان باستانی به وفور مشاهده و احساس کرد. قریب به یک سده پیش در سواحل یونان، یک کشتی غرق شده در هزاره های پیشین، کشف گردید که حاوی اشیا هنری بسیاری بود. یکی از این اشیای کشف شده، شامل تعداد زیادی چرخ دنده بوده و اکنون آن را با عنوان «مکانیزم آنتی کیترا-Antikythera Mechanism» می شناسیم. فرضیه فضانوردان باستانی ادعا می کند انسان باستانی حقیرتر از آن بوده که بتواند دستگاهی همانند آنتی کیترا بسازد. بی شک مکانیزم آنتی کیترا توسط موجودات فرازمینی در اختیارشان قرار داده شده است.

بسیاری از سازه های باستانی همانند: اهرام ثلاثه مصر، موای های جزیره ایستر (Easter Island Moais) و اشیا عتیقه مانند: نقشه پیر رئیس، ستون آهنی دهلی، باتری پارتی، جمجمه های کریستالی و . . . را فرضیه فضانوردان باستانی با اتکا به اصل نیاکان احمق ما توجیه کرده است. استدلال فرضیه فضانوردان باستانی در خصوص تک تک این موارد به این شکل است:

اندیشمندان فرضیه فضانوردان باستانی: مصریان باستان چگونه موفق شدند با امکانات ۴۵۰۰ سال قبل دست به احداث سازه ای خارق العاده همانند هرم بزرگ جیزا بزنند؟

پاسخ بهترین متخصصان مربوطه: هنوز دقیقاً نمی دانیم.

نتیجه گیری آن ها: پس موجودات فرازمینی این کار را انجام داده اند.

بسیاری از صاحب نظران فرضیه فوق هنوز تمام منطق خود را از دست نداده اند و در پاسخ این سئوال که آیا: لئوناردو داوینچی، اسحاق نیوتن، یوهان گوته، کارل گاوس، جیمز کلرک ماکسول، آلبرت اینشتین و . . . نوابغ زمینی هستند یا فرازمینی؟ منشا زمینی را تیک می کنند. سپس در گام بعدی پرسیده می شود: چگونه بپذیریم در سده های اخیر نوابغ علمی داشته ایم اما در هزاره های پیشین نوابغی هماهنگ با دوران خودشان نداشته ایم؟ آن ها صرفاً سر در گریبان فرو می برند.

در پوشش عقیده نیاکان احمق ما، بخش های زیادی از متن عهد عتیق به عنوان برخورد انسان ها با بیگانه ها تلقی شده است. حزقیال (Ezekiel) یکی از نویسندگان تورات به شمار می رود و اکثر تورات شناسان معتبر متفق القول اند کتاب وی به لحاظ نوشتاری ثقیل تر از بسیاری بخش های دیگر تورات است. وی سبک خاصی در توصیف مکاشفه های خود و رویت یهوه (Yahweh)، خدای بنی اسرائیل، نشسته بر سریر خداوندی دارد. اریک فون دانیکن و جوزف بلومریخ (Blumrich) مدعی شدند، آن­ چه حزقیال از مشاهدات خود با جزئیات کامل ذکر نموده، فی الواقع توصیف یک بشقاب پرنده است. از نظر ایشان حزقیال قادر بوده توصیف دقیقی از رویتش را برای ما ثبت کند اما قادر نبوده برای این شی فضانوردی، اصطلاحی جدید بسازد و از اصطلاح سوتفاهم آور «تخت و سریر» استفاده کرده است.

در فرضیه فضانوردان باستانی توقع می رود انسان امروزی بتواند نحوه ساختن و کارکرد هر یک از سازه ها و اشیا باستانی نامانوس کشف شده را متناسب با زمینه و دروه آن شی توضیح دهد. در غیر این صورت نمی تواند کار انسان باشد و پای یک فرازمینی در میان است.

 

۳-اصل «نیاکان صادق ما»: هر نقاشی سقف غار، حجاری دیواره صخره ها و کتیبه هایی که از دوران باستان باقی مانده، درست است و نمی ­توان در صحت آن شک کرد، زیرا نیاکان ما با پدیده ­هایی مانند: دروغ­ گویی، کذب­ گویی، اغراق و وارون جلوه دادن وقایع آشنا نبوده ­اند. اجداد ما توانایی خیال پردازی نداشته اند.

هنر صخره ای به معنای نقاشی یا حکاکی دیواره و سقف غارها و صخره ها در جای جای کره زمین از اجداد و پیشینیان ما بر جای مانده است. در بسیاری از این نقش و نگارها، عناصری وجود دارد که برای ما نامفهوم و در موارد فراوان اکنون دیگر قابل رمزگشایی نیست، زیرا آن قبایل بدوی همراه با فرهنگشان به کلی منقرض شده اند. بعضی از باستان شناسان امروزی خیلی از این عناصر (برای نمونه انسان با سر حیوان یا انسان شاخدار و حتی حیوان با سر انسان) را زاییده قوه تخیل انسان نخستین می دانند که الزاماً نیازی به یافتن معنا و مفهوم آن نقاشی ها وجود ندارد. بسیاری دیگر از این نقاشی ها نیز به موضوع جادوگری و پوشش های خاص جهت جشن های قربانی و رقاصی ها اشاره می کنند.

فرضیه فضانوردان باستانی در اولین گام تلاش سنگینی انجام داده است تا فرهنگ جادوگری و کاهنی را به نوعی بازتاب درک انسان اولیه از برخوردش با فرازمینی ها جلوه دهد. در کنار این جریان، آن ها انسان های باستانی را فاقد قوه خیالپردازی و خلاقیت قلمداد می کنند. لذا در بسیاری از اسناد و استدلال های ارائه شده از سوی ایشان می توان حس کرد از دیدگاه آن ها انسان های ادوار گذشته خیالپردازی نمی دانسته و در نتیجه خلاقیت و هنرآفرینی نداشته اند. پیرو این دیدگاه، هر موجود انسان ریخت درون نقاشی های صخره ای که شبیه انسان نباشد، یک موجود فرازمینی در بین جوامع غارنشین بوده است.

نمونه آشنا و بارز دیگر این موضوع حماسه گیل گمش (Gilgamesh Epic) و سایر داستان هایی است که از خرابه های باستانی بین النهرین از زیر خاک بیرون کشیده شده است. اریک فون دانیکن، زکریا سیتچین و . . . همگی داستان گیل گمش را واقعیتی می دانند که بی کم و کاست توسط نقال های باستانی دربار امپراتور آشور بانی پال نقل می شده و کاتبان آن را مکتوب ساخته اند. اما آیا این معقول است ما بگوییم قصه گویی و داستان سرایی دستاورد انسان هزاره کنونی است و نمی توان نقطه شروع آن را مصادف با پیدایش انسان دانست؟ و هر آن چه انسان های عهد عتیق تحت عنوان داستان بازگو می کرده اند بر مبنای حوادث کاملاً واقعی بوده است؟

همین طور هرگز ما حق نداریم امثال هرودوت تاریخ ­نویس را متهم به گزافه­ گویی و اغراق کنیم. اگر درباره قابلیت های رستم دستان چیزی در شاهنامه گفته شده، قطعاً واقعیتی بوده است که فرودسی به انعکاس آن پرداخته است. این عقیده به صورت ضمنی در بسیاری از متون فرضیه فضانوردان باستانی استفاده می شود.

برای نمونه اریک فون دانیکن در نوشته های خود مخصوصاً کتاب اسرار ابوالهول بارها به نوشته های هرودوت درباره مصر باستان رجوع می کند. وی فصلی از کتاب را به «لابیرنت مصر باستان» بر اساس نوشته های هرودوت اختصاص می دهد و همان ابتدا تلاش می کند هرودت را شخصی لایق و کاردان معرفی نماید. او در ادامه بررسی هایش از لپسیوس پروسی و تجسس هایش در مورد لابیرنت مصر می نویسد. فون دانیکن می کوشد لپسیوس را از بعد شخصیتی و تخصصی بی اعتبار سازد تا تقدس هرودوت را حفظ کند، غافل از این که دو سده از سرازیر شدن سیاحان و کاوشگران اورپایی به مصر می گذرد و هنوز لابیرنت مصر طبق ادعای هرودوت پیدا نشده است. بنابراین به همان اندازه که لپسیوس قرن نوزدهمی غیر حرفه ای و غیر مسئولانه عمل نمود، هرودوت نیز می توانسته بی پروا و بی دغدغه دست به نوشتن تاریخ زده باشد.

از زاویه دید فرضیه فضانوردان باستانی، در واقع این باستان ­شناسان یکی دو سده اخیر هستند که تورات را مطابق میل اشخاصی همانند: اریک فون ­دانیکن، کلود وریلهان معروف به رائل، جین سندی و . . . ترجمه نمی ­کنند، همین طور باستان­ شناسان متون سومری و آکدی را خلاف واقع ترجمه کرده ­اند و زکریا سیتچین کسی بود که به این حقیقت پی برد. صادق جلوه دادن انسان هزاره های پیشین و فریبکار نشان دادن انسان سده های اخیر، یکی از اصول زیربنایی جهت اثبات فرضیه فضانوردان باستانی است.

این موضوع چه زیبا در کتاب «پیدایش پادشاهان جام» نوشته لارنس گاردنر به تصویر کشیده شده است: « آن چه که واقعاً فراموش شده، نوشته های میان رودانی بود که به عنوان «تاریخ» ثبت شده بودند. این تاریخ بعدها برای پی ریزی و اساس ادیان خارجی-ابتدا یهودیت و سپس مسیحیت- بازنویسی شد. مدتی بعد تعصب فاسد مذهبی به عنوان «تاریخ» استیلا یافت و این تعصب تدبیری (تاریخ تایید شده جدید) چنان متفاوت از نوشته های اصلی بود که مکتوبات دست اول باستانی برچسب «اسطوره» خوردند». در این جا گاردنر معتقد بوده انسان نخستین کاملاً صادق بوده اما در گذر زمان صداقت آن ها مورد تحریف و تخریب بشر دوره های بعدی قرار گرفته است تا جایی که مکتوبات تمدن های نخستین اسطوره نام گرفته اند!

 

۴-اصل «تبانی»: انسان ها از چند هزار سال پیش بر روی تمام قاره های خشک زمین پراکنده شده اند. درون هریک از این جوامع نیز اختلاف طبقاتی حداقل از نوع حاکم و رعیتی وجود داشته است. می توان نتیجه گرفت در هزاره های پیشین موضوع دهکده جهانی برای بشر آن دوران طنزی بیش نبوده است. اما در فرضیه فضانوردان باستانی اعتقادی بر خلاف این تبلیغ می شود.

بنا بر اصل تبانی، انسان­ های اولیه و بدوی مجاز نبوده ­اند برخوردشان با فرازمینی­ ها را از طریق حکاکی، نقاشی، حجاری و کتابت به نسل ­های بعدی منتقل نمایند و می ­بایست فارغ از هرگونه اختلافات نظام طبقاتی و تعارضات قومی و قبیله ای، دست در دست همدیگر آثار ملاقات ­هایشان با فرازمینی ­ها را تا حد امکان محو نموده و به یک سری سرنخ های مبهم بسنده نمایند، شاید روزی برسد نسل بشر تکه های پازل را یافته، در کنار هم قرار دهد و به وجود فرازمینی ها پی ببرد.

آری ما انسان ­های قرن بیست و یکم هستیم که دروغ می­ گوییم و صداقت نداریم. اما آیا صاحب­ نظران فرضیه فضانوردان باستانی می­ توانند ثابت کنند اجداد و نیاکان احمق ما صادق بوده ­اند، خیال پردازی نمی دانسته اند، دروغ نمی­ گفته­ اند و اغراق نمی ­کرده­ اند؟ فرضیه فضانوردان/بیگانگان باستانی چگونه می ­تواند صداقت کسانی را ثابت کند که از سوی خودش متهم به حماقت شده ­است! شاید آن­ ها از سر نادانی و جهالت خیلی چیزها را به صورت مبهم حتی اشتباه ثبت کرده باشند؟

روش شناسی فرضیه فضانوردان باستانی

دلیل این که فرضیه فضانوردان باستانی تاکنون زنده مانده است تا حد زیادی به متدولوژی اثبات آن باز می گردد، این که چگونه از اصول فوق الذکر به بهترین نحو بهره برداری می نماید. روش های جالب توجهی برای درست بودن این فرضیه استفاده شده است که نه تنها موجب رکود آن نشده، بلکه آن را پویا نگه داشته است. جالب ترین روش های اثبات فرضیه فضانوردان باستانی عبارتند از:

۱-انتخاب گزینشی و اتکا به استثنا

۲- جعل و سندسازی

۳-برچسب زنی و بی اعتبارسازی

از میان روش های مورد استفاده اندیشمندان موضوعات شبه علمی، سه روش فوق الذکر بیشترین استفاده را در فرضیه فضانوردان باستانی دارد. این روش ها گاهی جداگانه و گاه در ترکیب با همدیگر اسنادی برای اثبات فرضیه فضانوردان باستانی ارائه نموده اند که برخی از این اسناد ابطال پذیر نیستند.

۱-انتخاب گزینشی و اتکا به استثنا: مهم ترین روشی که بقا فرضیه فضانوردان باستانی را تضمین نموده، همین انتخاب گزینشی است. رینهارت ماک (Maack) و آلفرد هوفمان (Hoffman) سال ۱۹۱۷ در حین نقشه برداری از کوه براندبرگ، کشور نامیبیا، جنوب آفریقا، شب را در یکی از پناهگاه های صخره ای به صبح می رسانند. صبح وقتی ماک از خواب بیدار می شود، می بیند بر روی سقف پناهگاه یک نقاشی باستانی منحصر به فرد کشیده شده است. او از روی آن نقاشی در دفتر یاداشت خود کپی برداری نموده و در توضیح زیر عکس می نویسد: «سبک مصری مدیترانه ای نقاشی تعجب برانگیز است».

ابه هنری برویل (Breuil Abbe Henri) فرانسوی، یکی از متخصصین نقاشی های باستانی سال ۱۹۴۷ از این نقاشی دیدن کرد. عنصر اصلی نقاشی شخصی از کمر به پایین سفید و از کمر به بالا سیاهرنگ بود. منشی برویل وی را «بانوی سفید براندبرگ» نامید و آن را زنی جوان از اهالی جزیره کرت در دریای مدیترانه توصیف کردند که در دوران باستان از جنوب آفریقا دیدن کرده است. این تفسیر زیاده از حد نژادپرستانه بود.

امروزه مشخص شده تعداد غیر قابل شمارشی از نقاشی های باستانی در کشورهای جنوب آفریقا همانند: آفریقای جنوبی، نامیبیا، بوتوسوانا و . . . پراکنده است که باستان شناسان آن را هنر صخره ای قوم سان (بوشمان) نام نهاده اند. برویل از میان این همه نقاشی، یکی را متمایز دانسته و خلق آن را فراتر از قدرت بومیان بوشمان ابراز نمود. سپس اریک فون دانیکن در کتاب ارابه خدایان از مخاطب می پرسد این بانوی سفید پوست با لباس مدرن در میان قبایل بدوی آفریقا چه می کرده است؟

نمونه دیگر می تواند کاوش های هنری لهوت (Lhote) فرانسوی در تاسیلی ناجیر الجزایر باشد. لهوت از بین حدود ۸۰۰  نقاشی که در سفر اکتشافی خود در دهه ۱۹۶۰ یافت، یکی از آن همه نقاشی را به خدایانی آمده از مریخ تفسیر نموده و به صورت ضمنی این دیدگاه را مطرح کرد که مریخیان در گذشته های بسیار دور از زمین بازدید نموده اند. او در کتابش می نویسد: « خطوط بیرونی ساده اند و تقریباً بدون مهارت رسم شده اند. سر کاملاً گرد بوده و تنها ویژگی جالب توجه آن یک بیضی دوتایی در وسط صورت است. در واقع کل تصویر بسیار شبیه به عکس هایی است که ما گاهی به عنوان مریخی ها می بینیم . . . اگر مریخیان پایشان را درون صحرا گذاشته اند، باید خیلی وقت پیش این کار را کرده باشند زیرا این موجودات سر گرد (Round Head) جزو قدیمی ترین نقاشی های تاسیلی ناجیر می باشند».

این تفسیر در وضعیتی صورت گرفت که نقاشی های تاسیلی مربوط به دوره های تاریخی مختلف هستند و نقاشی های هر دوره دارای سبکی تقریباً متمایز از دوره های دیگر است. نقاشی جبارن (Jabbaren) یا خدای بزرگ مریخی مربوط به دوران انسان سر گرد  است. انسان در بعضی از نقاشی های دوران سر گرد، شناور یا در حال شنا کردن در فضاست. اگر نقاشی های این دوره را ببینید، شما بر خلاف هنری لهوت و اریک فون دانیکن، اکثر عناصر درون نقاشی ها را موجود فضایی خواهید دانست، زیرا تعداد زیادی از نقاشی های آن دوره در حال حاضر غیر قابل توضیح و مصداق یابی هستند.

این که از میان آن همه نقاشی دوره سرگرد فقط یکی توانست توجه هنری لهوت و صاحب نظران فرضیه فضانوردان باستانی را به خود جلب کند، خود گویای انتخاب گزینشی در فرضیه فضانوردان باستانی است. در کناره های رود نیل بیش از صد هرم بزرگ و کوچک از دوران فراعنه مصر باقی مانده است. از معروف ترین این اهرام، باید اهرام ثلاثه را نام برد. از میان این همه هرم، فرضیه فضانوردان باستانی علاقه وافری به هرم بزرگ مصر، هرم فرعون خوفو نشان داده است و بنای آن را در توان انسان ۴۵۰۰ سال قبل نمی بیند.

در شهر بعلبک لبنان، تخته سنگ بزرگی در یکی از معادن قدیمی حفاری سنگ رها شده است. اریک فون­ دانیکن در کتاب «ارابه خدایان» می ­نویسد: «در شمال دمشق تخته سنگی به نام سنگ بعلبک قرار گرفته، سکویی از تخته سنگ که عرض آن از ۶۵ فوت عریض­تر و وزن آن قریب به ۲٫۰۰۰ تن می ­باشد. تاکنون باستان­شناسان قادر نبوده­ اند دلیل قاطعی ارائه دهند که چرا، چگونه و به وسیله ­ی چه کسانی سنگ بعلبک ساخته شده ­است. پروفسور روسی «اگرست-Agrest» معتقد است که امکان دارد این سکو باقیمانده یک فرودگاه عظیم باشد».

تخته سنگ مذکور، معروف به تخته سنگ جنوبی، درون یک معدن حفاری سنگ قرار دارد. اکنون این معدن حفاری شده و مشخص گردیده علاوه بر آن تخته سنگ، تخته سنگ دیگری نیز درون معدن زیر خاک بوده است. همین طور در معدنی دیگر در همان نزدیکی نیز تخته سنگی کاملاً مشابه رها شده است. حتی در سکوی زیربنایی معابد سنگی نزدیک تخته سنگ جنوبی، نیز چندین تخته سنگ مکعبی غول پیکر به کار رفته است. از میان این تعداد تخته سنگ مکعبی بزرگ، فقط تخته سنگ جنوبی توانست توجه ماتست اگرست و اریک فون دانیکن را به خود جلب نماید.

انتخاب گزینشی به شیوه ای دیگر نیز در فرضیه فضانوردان باستانی کاربرد دارد. غالباً این گونه افراد در معرفی آثار باستانی، آن هایی را انتخاب می کنند که بتوانند با تفاسیر خاص خویش، دیدگاهشان را ثابت کنند. حال اگر از آن تمدن خاص و در همان دوره خاص تاریخی آثار بی شمار دیگری هم وجود داشته باشد که موید دیدگاه آن ها نباشد و یا نظریات آن ها را باطل کند، از آن ها به هیچ وجه اسمی نمی آورند و خوانندگان خود را از رجوع به آن ها باز می دارند.

بهترین نمونه در این خصوص می تواند روش بنای هرم بزرگ مصر باشد. در مستند بیگانگان باستانی (Ancient Aliens Documentary) قبل از این که دیدگاه فرازمینی احداث هرم بزرگ مطرح شود، ابتدا روای مستند و کارشناسان حاضر در برنامه به ارائه چند روش قدیمی پیشنهاد شده توسط باستان شناسان درباره نحوه ساخت هرم بزرگ اشاره می کنند که اکنون کاملاً غیر محتمل به نظر می رسند. آن ها از این طریق باستان شناسی را بی اعتبار می سازند و راه را برای ارائه فرضیه احداث هرم بزرگ به روش برش لیزی و شناورسازی تخته سنگ ها از طریق امواج صوتی هموار می نمایند. آن ها هرگز از روش نوین و قانع کننده جان پیر هوداین (Houdin) فرانسوی که اوایل قرن بیست و یکم ارائه شده و قبل از ساختن مستند در دسترس بود، اسمی نمی برند تا تئوریشان بدون رقیب جلوه کند.

نمونه قابل ذکر دیگر در این زمینه مربوط به تعدادی زیورآلات طلایی به دست آمده از دزدان معبد در کشور کلمبیاست که در فرضیه فضانوردان باستانی به هواپیماهای پرنده کلمبیایی معروف است. از میان این زیورآلات توقیف شده، بیش از دو جین در نگاه اول شبیه به هواپیما بودند. دو مورد از این اشیا بیشترین شباهت را به اجسام پرنده امروزی داشته اند. فرضیه فضانوردان باستانی بی توجه به آن همه شی کشف شده شامل ظروف و مدل حیوانات واقعی و خیالی، صرفاً از روی آن دو شی خاص مدل سازی نموده و با به پرواز در آوردنشان، نتیجه گیری نمود اقوام کلمبیایی در گذشته های دور با مفهوم هواپیما آشنا بوده اند.

زیباترین آثار هنری تراش دادن سنگ را می توان در خاورمیانه باستان، هند باستان، یونان و روم باستان به وفور مشاهده نمود. اندیشمندان فرضیه فضانوردان باستانی بی خبر از این همه سازه های سنگی باشکوه، به طرز غیر قابل باوری مفتون سازه های سنگی آمریکای جنوبی همچو: پوماپونکو مربوط به تمدن تیاهواناکو، ماچو پیچو و ساکسی هیومن مربوط به تمدن اینکا گشته اند. ایشان بعضی از این دیوارهای سنگی چشم نواز را فراتر از توان سرخ پوستان آمریکایی ارزیابی نموده و به فرازمینی ها نسبت داده اند. این افراط در حالی صورت می گیرد که ابنیه به جا مانده از اینکاها محدود به دو بنای سنگی فوق الذکر نبوده و در هریک از این ابنیه سنگی می توان چند متر دیوار سنگی بی نقص ناقض دیدگاه صاحب نظران فرضیه فضانوردان باستانی یافت.

بسیاری از شواهد فرضیه فضانوردان باستانی استثنایی هستند. شی عتیقه ای به نام پرنده سقاره (Saqqara Bird) یک استثناست. این نتیجه گیری بسیار گزافی است که با عطف به صرفاً یک ماکت پرنده چوبی نتیجه بگیریم: مصریان در دوران فراعنه دانش پرواز داشته اند. همچنین مکانیزم آنتی کیترا به تنهایی نمی تواند منجر به این عقیده شود که یونانیان در هزاره های پیشین دانش بالایی در زمینه متالورژی و مهندسی داشته اند. بسیاری از نویسندگان فرضیه فضانوردان باستانی از طریق جمع آوری همین استثناها در یک کتاب، فروش قابل قبولی کسب کرده اند.

شما در هیچ کتاب حوزه فرضیه فضانوردان باستانی نمی توانید خبر کشف؛ جسد یک موجود فضایی، بقایای یک بشقاب پرنده و یک ایستگاه فضایی متروکه همگی در یک مکان را بخوانید. آن ها هرگز تمام مدارک مورد نیاز جهت اثبات حضور بیگانه های فیزیکی بر روی زمین را یکجا در اختیار نداشته اند. بنابراین هر قطعه از جواب معما را از یک نقطه کره زمین جمع آوری کرده اند. آن ها با جمع آوری استثناها نتیجه گیری کرده اند. پرنده سقاره از تمدن مصر، زیورآلات هواپیما شکل آمریکای جنوبی، ویماناها (Vimana) در متون هندوان باستان، قالی پرنده همگی در کنار هم ایشان را به این استدلال رسانده است که اجداد ما در هزاره های قبل اشیا پرنده در اختیار داشته اند و این باید نتیجه دخالت فرازمینی ها باشد.

۲-جعل و سندسازی: گرچه تعدادی از معتقدین فرضیه فضانوردان باستانی از این شیوه استفاده نمی کنند، لکن این شیوه در فرضیه فضانوردان باستانی از رواج بالایی برخوردار است. ظرف دورچستر (Dorchester Pot) می تواند نمونه جالبی از این سندسازی ها باشد که سال ۱۸۵۲ در تپه میتیگ هوس (Meeting House Hill) شهر دورچستر ایالت ماساچوست آمریکا، از بین بقایای یک انفجار کشف گردید. از همان زمان انتشار خبر کشفش تاکنون هیچ محققی تکه های ظرف دورچستر را ندیده است. هیچ عکسی از آن در خبرگذاری های آن زمان وجود ندارد. اگر نگاهی به منابع معروف فرضیه فضانوردان باستانی همانند براد استیگر (Steiger) تا پایگاه های اینترنتی امروزی بیاندازیم، هر کدام به میل خود عکس یک شی زنگوله ای یا گلدان مانند را به عنوان ظرف دورچستر ارائه می کنند.

سنگ های ایکا (Ica Stones) نمونه دیگری از این بلند پروازیهاست. حتی اریک فون دانیکن نیز از آوردن نام این دست سازهای مدرن در نوشته های خود امتناع ورزید. از این دلنشین تر می تواند داستان ها و فیلم های هالیوودی باشد که درباره جمجمه های کریستالی ساخته شده اند. در فرضیه فضانوردان باستانی، جمجمه های کریستالی اسنادی از حضور بیگانگان بر روی زمین در هزاره های پیشین است، جمجمه هایی که جعلی بودنشان توسط لابراتوارهای موزه اسمیتسونیان (Smithsonian Museum) آمریکا اثبات شده است.

از بارزترین جعلیات در فرضیه فضانوردان باستانی که هیچ یک از سرنخ های آن به واقعیت منتهی نشده است، داستان دیسک های دروپا (Dropa Stones) می باشد. داستان دیسک های دروپا صرفاً کپی برداری از روی دیسک های بی (Bi disks) مربوط به دوران سلسله هان و پیش از آن در چین است که در قالب یک داستان فاتنزی گونه در آرشیو اسناد فرضیه فضانوردان باستانی جا گرفته است.

اگر بخواهیم به نمونه جعل های مدرن فرضیه فضانوردان باستانی که اکنون در جریان است، اشاره کنیم باید مستند های سریالی گایا (Gaia.com) تحت عنوان بازیابی نازکا (Unearthing Nazca) را نام ببریم. این مستند به بررسی و کالبدشکافی مومیایی های به دست آمده از یک مقبره در حاشیه قلمرو قوم برافتاده آمریکای جنوبی، نازکاها می پردازد. طبق ادعای پیش درآمد قسمت سوم مستند، هنوز ۱۰ درصد مقبره حفاری نشده است اما مومیایی انواع گونه های فرازمینی از این مقبره کشف شده است. این گونه که جیمه ماوسان (jaime maussan) و گروهش پیش می روند، بعید نیست اگر مومیایی انکی (Enki)، قهرمان کلیدی سری سرگذشت زمین، اثر زکریا سیتچین را نیز در آن جا یافته و کالبد شکافی نمایند.

۳- بی اعتبارسازی و برچسب زنی: از جمله دیگر روش های کاملاً موثر در فرضیه فضانوردان باستانی بی اعتبارسازی است. فرضیه فضانوردان باستانی همانند سایر موضوعات شبه علمی همچو؛ فرضیه زمین تخت، زمین تو خالی، هزاره گرایی، طالع بینی و . . . از دهه های پیشین تا کنون تهاجم تبلیغاتی سنگینی علیه دولت ها و منابع دولتی داشته است. ایشان دولت ها و نهادهای مرتبط را به سرکوبگری، سرپوش گذاری و پنهانکاری اطلاعات متهم می کنند. دولت ها و نهادهای امنیتی-نظامی وابسته به آن ها امکانات و خدمات یکپارچه ای در راستای دستیابی، جمع آوری و انحصاری نمودن اطلاعات در اختیار دارند. در اکثر موضوعات و حوادث، معمولاً حرف اول و آخر را منابع دولتی می زنند.

یوفوشناسان بارها و بارها به منابع دولتی مراجعه نموده اند و در خصوص ماهیت یوفوها درخواست اطلاعات کرده اند اما به آن چه که مطلوبشان بوده است، دست نیافته اند. دهه هاست رویت یوفوها گزارش می شود و هنوز زمین به همان روال سابق خود پابرجاست. نهادهای امنیتی و دولت ها موضوع رویت اشیا پرنده ناشناخته را از رده امنیتی خارج کرده اند و برخوردشان با این قضیه، برخورد با یک پدیده پیش پا افتاده می نماید. معمولاً منابع امنیتی زمانی صرف پاسخگویی به این گونه موارد نمی کنند و اگر در اندک مواردی بخواهند پاسخ دهند، به یک پاسخ مبهم و نارضایت بخش بسنده می شود. در بعضی موضوعات منابع دولتی کل ماجرا را تکذیب می کنند که این به هیچ وجه نمی تواند برای یک محقق قانع کننده باشد.

همچنین دولت ها به دفعات دست به سرکوبگری اطلاعات یا حفظ اطلاعات خاص پیرامون موضوعی ویژه زده اند. آن ها هدف این عمل خود را جلوگیری از هرج و مرج، آشوب و حفظ امنیت ملی اعلام می دارند. مشاهده می شود در بعضی موارد سیستم های حکومتی و منابع دولتی تحت عناوین مختلف اظهار بی اطلاعی نموده و به دستکاری اطلاعات نیز مبادرت می ورزند. در چنین مواردی، آن ها از پایگاه حاکمیتی خود به بهترین نحو استفاده نمی کنند و مسئولیت پاسخ گویی در قبال جامعه را به درستی انجام نمی دهند.

شبه دانشمندان از این نقطه ضعف نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بیشترین استفاده را برده اند و از طریق اشاره به موارد سانسور اطلاعاتی توسط مراجع مسئول دولتی، آن ها را «همواره غیر قابل اعتماد» معرفی کرده اند. ایشان با کاشتن بذر بی اعتمادی نسبت به منابع دولتی، به موفقیت بزرگی نائل آمده اند. در فرضیه فضانوردان باستانی هر رویت شی پرنده ناشناخته به سادگی یک یوفو به معنای بشقاب پرنده تلقی می شود. اگر سازمان ناسا هم در این باره بیانیه ای منتشر کند، از سوی یوفوشناسی به راحتی تحت عنوان «یک توضیح کتمان کننده از سوی نهادی دولتی» بی اعتبار می شود و اثرش خنثی می گردد.

امروزه بی اعتبارسازی منابع مخالف فرضیه فضانوردان باستانی یک پله پیشروی کرده است. در اوان کار، بی اعتبارسازی معطوف به منابع طراز اول سیاسی دولت ها و مقامات بلندپایه نظامی-اطلاعاتی بود. لیکن اکنون حتی منابع مستقل تحقیقاتی خصوصی و شخصی اگر اظهارنظری خلاف میل حاشیه نویسان داشته باشند، ابتدا خصوصی بودن و بی طرفی آن منبع ابرازکننده دیدگاه مخدوش شده و برچسب وابسته بودن به یک نهاد دولتی می خورد. سپس تحت عنوان یک نهاد وابسته به ظاهر مستقل (هر چند نهاد مذکور اگر دولتی هم باشد، یک نهاد نامربوط و غیر اطلاعاتی باشد) غیر قابل اطمینان ارزیابی می گردد.

تکنیک بی اعتبارسازی به حدی موفق عمل می کند که معمولاً مخاطب شبه علم گرا هیچ توجهی به مضمون بیانیه انتقادی دولتی نمی کند و فارغ از هر گونه احساس وفاداری به روش علمی تحقیق و تفکر انتقادی، آن را کتمان کننده و غیر قابل اطمینان قلمداد می کند چون از سوی یک منبع دولتی یا منتسب به دولت بیان شده است.

برچسب زنی نشان از ناتوانی شبه علم گرا در پاسخدهیست. از آن جا که اکثر آن ها فاقد تحصیلات دانشگاهی می باشند، تهی از فنون «اندیشه منطقی» و «تفکر انتقادی» هستند، لذا وقتی با انتقاد مخاطب رو به رو می شوند، در بسیاری موارد قادر به درک نقد وارد شده به خویش نیستند. اگر به مفهوم نقد پی ببرند و توضیح قانع کننده ای نداشته باشند، دست به دامن فرافکنی و در نهایت برچسب زنی می شوند. آن ها تلاش می کنند به جای پاسخ گویی به انتقاد، شخص انتقاد کننده را به لحاظ شخصیتی ترور کنند. بهترین نوع ترور شخصیتی برای سودازده ها می تواند برچسب زنی و بی اعتبارسازی شخص منتقد باشد. این روش در شبکه های اجتماعی از کارایی خوبی برخوردار است و به وفور مورد استفاده قرار می گیرد.

لینک منبع

بر چسب ها

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close