آینده

ريشه‌ها و مؤلفه‌هاي سکولاريسم و دين‌گرايي در روابط بين‌الملل


اين مقاله، رابطه بين دين به‌مثابه متغير مستقل و روابط بين‌الملل به مثابه متغير وابسته در هر دو عرصه نظري و عملي را بررسي مي‌کند. در اين چارچوب، دين‌گرايي نوين در روابط بين‌الملل نقش متغير واسطه را بازي مي‌کند. جريان‌هاي دين‌گرايي از جنبه عملي، غالباً وضع موجود در روابط بين‌الملل را يک نظم نامطلوب مي‌دانند و درصدد تغيير آن هستند. با وجود اينکه نوک پيکان انتقادات دين‌گرايي به سمت واقعيت‌هاي عملي روابط بين‌الملل است، تئوري روابط بين‌الملل نيز به تبع آن تحت تأثير قرار گرفته است.

نویسنده: عبدالله قنبرلو

چکيده:
اين مقاله، رابطه بين دين به‌مثابه متغير مستقل و روابط بين‌الملل به مثابه متغير وابسته در هر دو عرصه نظري و عملي را بررسي مي‌کند. در اين چارچوب، دين‌گرايي نوين در روابط بين‌الملل نقش متغير واسطه را بازي مي‌کند. جريان‌هاي دين‌گرايي از جنبه عملي، غالباً وضع موجود در روابط بين‌الملل را يک نظم نامطلوب مي‌دانند و درصدد تغيير آن هستند. با وجود اينکه نوک پيکان انتقادات دين‌گرايي به سمت واقعيت‌هاي عملي روابط بين‌الملل است، تئوري روابط بين‌الملل نيز به تبع آن تحت تأثير قرار گرفته است.
دين‌گرايي از جنبه نظري، تئوري روابط بين‌الملل را که تحت تسلط مکاتب مدرن جريان اصلي ـ در رأس آنها نورئاليسم و نوليبراليسم ـ قرار دارد، به چالش مي‌کشد و خواهان ورود هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي ديني به مطالعه روابط بين‌الملل است.

کلیدواژه: مدرنيته، سکولاريسم، دين، دين‌گرايي، سياست بين‌الملل، تئوري روابط بين‌الملل، جهاني شدن.



لینک منبع

بر چسب ها

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


همچنین مشاهده کنید

Close
Close